شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۵ - در مدح یعقوب خان گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز جا بر تخت عزت خسرو دانا گرفتفتنه گو بنشین که حق بر مرکز خود جاگرفت
۲
پایه تخت شهی زین سلطنت معراج یافتبلکه کار سلطنت هم اینزمان بالا گرفت
۳
گر کلید ملک دزدیدند مشتی شبروانتیغ زد خورشید دولت روز روشن را گرفت
۴
حلیه روباهان کنند ای من سگ شیری که اودشمن خود را بمری در صف هیجا گرفت
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth