خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۴۱ - در مدح شاه قلی بیک گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
المنه لله که شب هجر سر آمدخورشید من از مشرق مقصود برآمد
۲
ای بلبل مهجور چو گل باش شکفتهکاینک گل خندان تو باز از سفر آمد
۳
ای باد بیعقوب بگو چشم تو روشنکز یوسف گمگشته بکنعان خبر آمد
۴
منت برم از دیده که از آب دو چشممیکبار دگر نخل مرادم به بر آمد
صفحهٔ ۱ از ۷