شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۴۹ - در مدح معز الدوله گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوار من که سرم باد گوی میدانشسر منست و سر زلف همچو گانش
۲
هزار یوسف مصری کمست اگر هردمفرو روند بفکر چه زنخدانش
۳
از آن همیشه گریبان درم که در کارمگره همی فکند تکمه گریبانش
۴
کمال صورت او از که باز پرسم منکه هرکه می نگرم چون منست حیرانش
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth