شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۲ - درمدح سعد الدین اسعد گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمود بار دگر قامت خمیده هلالزهی خجسته که آمد بفال دولت دال
۲
فتاد ناخنه در چشم چرخ از مه نوشفق گشود از آن معنیش رگ قیفال
۳
بگردن از مه نو طفل نو رسیده عیدبدفع چشم نهد طوق سیم چون اطفال
۴
نمود مه ز شفق همچو چین به پیشانیکه ماه روی مرا سرزند ز جامه آل
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth