شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۴ - در مدح شیخ نجم الدین مسعود گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
الله الله مگر اینواقعه خواب است و خیالکه مرا بخت رسانید به معراج وصال
۲
یار خود آمد و احوال دلم دید که چیستکه پیامم نه صبا برد بسویشش نه شمال
۳
گرنه خود خضر بسروقت اسیران آیدتشنه بادیه میرد بتمنای زلال
۴
نه همین چهره من شسته شد از ابر کرمکه بشست از رخ امید جهان گرد ملال
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth