شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۷۳ - در مرگ فرزند خود گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای جگر گوشه که پاک آمدی و پاک شدیچشم من بودی و از چشم بدان خاک شدی
۲
بود پرواز بلندت هوس ایمرغ بهشتعالم خاک بهشتی و بر افلاک شدی
۳
دلت از تلخی ز هر غم ایام گرفتبه شفا خانه غیب از پی تریاک شدی
۴
ساحت کوی فنا معرکه شیران استطفل بودی و درین معرکه بی باک شدی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth