شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از جان برون نیامده جانانت آرزوستزنار نابریده و ایمانت آرزوست
۲
بر درگهی که نوبت ارنی همی زنندموری نه‌ای و ملک سلیمانت آرزوست
۳
موری نه‌ای و خدمت موری نکرده‌ایوآنگاه صف صفهٔ مردانت آرزوست
۴
فرعون‌وار لاف اناالحق همی زنیوآنگاه قرب موسی عمرانت آرزوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth