خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برندیا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند
۲
نظر آنان که نکردند در این مشتی خاکالحق انصاف توان داد که صاحبنظرند
۳
عارفان هر چه ثباتی و بقایی نکندگر همه ملک جهان است به هیچش نخرند
۴
تا تطاول نپسندی و تکبر نکنیکه خدا را چو تو در ملک بسی جانورند
صفحهٔ ۱ از ۳