شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقت آن است که ضعف آید و نیرو برودقدرت از منطق شیرین سخنگو برود
۲
ناگهی باد خزان آید و این رونق و آبکه تو می‌بینی از این گلبن خوشبو برود
۳
پایم از قُوّت رفتار فرو خواهد ماندخنک آن کس که حذر گیرد و نیکو برود
۴
تا به روزی که به جوی شده باز آید آبیعلم‌الله که اگر گریه کنم جو برود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth