شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برخیز تا تفرج بستان کنیم و باغچون دست می‌دهد نفسی موجب فراغ
۲
کاین سیل متفق بکند روزی این درختوین باد مختلف بکشد روزی این چراغ
۳
سبزی دمید و خشک شد و گل شکفت و ریختبلبل ضرورت است که نوبت دهد به زاغ
۴
بس مالکان باغ که دوران روزگارکرده‌ست خاکشان گل دیوارهای باغ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth