خلوتی با سهراب سپهری
لحظه گمشده
زندگی خوابها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرداب اتاقم کدر شده بود
۲
و من زمزمه خون را در رگهایم میشنیدم.
۳
زندگیام در تاریکی ژرفی میگذشت.
۴
این تاریکی، طرح وجودم را روشن میکرد.
صفحهٔ ۱ از ۸
زندگی خوابها