شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - تغزل در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نظر دریغ مدار از من ای مه منظورکه مه دریغ نمی‌دارد از خلایق نور
۲
به چشم نیک نگه کرده‌ام تو را همه وقتچرا چو چشم بد افتاده‌ام ز روی تو دور
۳
تو را که درد نبودست جان من همه عمرچو دردمند بنالد نداریش معذور
۴
تن درست چه داند به خواب نوشین درکه شب چگونه به پایان همی‌برد رنجور؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth