خلوتی با اهلی شیرازی
بخش ۶ - دایره مرکب مدور
قصیدهٔ اول بنام امیر علیشیر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آنکه چهره بر افروخته گلت راهستمرا فروخته رخ شمع رویت از انوار
۲
لبت چو میشکند گلشکر در آ دیگردمی دگر بچمن مشک کن بچشمان خوار
۳
تو رخ چو گل مکن ایماه از سمن پنهانبگلرخی مه من قدر از سخن بردار
۴
از چهرهٔ افروخته گل را مشکنافروختهرخ مرو تو دیگر به چمن
صفحهٔ ۱ از ۳۲