شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ - مطلع دوم

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو را که گفت که برقع برافکن ای فتانکه ماه روی تو ما را بسوخت چون کتان
۲
پری که در همه عالم به حسن موصوفستز شرم چون تو پریزاده می‌رود پنهان
۳
به دستهای نگارین چو در حدیث آییهزار دل ببری زینهار ازین دستان
۴
دل از جفای تو گفتم به دیگری بدهمکسم به حسن تو ای دلستان نداد نشان
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth