شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

بخش ۲۴ - رفتن جم بگوی بازی و افتادن از اسب و هلاک شدن

سحر حلال

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی ازین چنبر غم داد دادکشت بس آزاده و کم داد داد
۲
بر سر ما تا مه و گردون بودسوزد ازو گر شه و گردون بود
۳
روزی از آسایش آن خوش هواخاطر جم را تک ابرش هوا
۴
خورد دو جام می گلبو زدنجانب میدان شده در گوزدن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth