شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

در مرثیهٔ ابوبکر سعد بن زنگی

مراثی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل شکسته که مرهم نهد دگربارش؟یتیم خسته که از پای برکند خارش؟
۲
خدنگ درد فراق اندرون سینهٔ خلقچنان نشست که در جان نشست سوفارش
۳
چو مرغ کشته قلم سر بریده می‌گرددچنانکه خون سیه می‌رود ز منقارش
۴
دهان مرده به معنی سخن همی گویداگرچه نیست به صورت زبان گفتارش
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth