خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمیبینیم در عالم نشاطی کاسمان ما راچو نور از چشم نابینا ز ساغر رفت صهبا را
۲
مکن ناز و ادا چندین دلی بستان و جانی مادماغ نازک من بر نمیتابد تقاضا را
۳
سراب آتش از افسردگی چون شمع تصویرمفریب عشقبازی میدهم اهل تماشا را
۴
من و ذوق تماشای کسی کز تاب رخسارشجگر بر تابه چسبد آفتاب عالمآرا را
صفحهٔ ۱ از ۴