خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نهفت شوخی بی پرده شور جنگش راز باده تندی این باده برد رنگش را
۲
کدام آینه با روی او مقابل شدکه بی قراری جوهر نبرد زنگش را
۳
چو غنچه جوش صفای تنش ز بالیدندریده بر تن نازک قبای تنگش را
۴
ز گرمی نفسش دل در اهتزاز آمدشراره شهپر پرواز گشت سنگش را
صفحهٔ ۱ از ۳