خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوز عشق تو پس از مرگ عیانست مرارشته شمع مزار از رگ جانست مرا
۲
می نگنجم ز طرب در شکن خلوت خویشحلقه بزم که چشم نگرانست مرا
۳
هر خراشی که ز رشک تنم افتد بر دلدر سپاس دم تیغ تو زبانست مرا
۴
دل خود از تست و هم از ذوق خریداری تستاین همه بحث که در سود و زیانست مرا
صفحهٔ ۱ از ۳