شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان بر نتابد ای دل هنگامه ستم رااز سینه ریز بیرون مانند تیغ دم را
۲
از وحشت برونم بنگر غم درونمآمیزش غریبی باشد به هوش رم را
۳
گویند می نویسد قاتل برات خیرییارب شکسته باشد بر نام ما قلم را
۴
بی وجه در رهت نیست از پا فتادن منبر دیده می نشانم در هر قدم، قدم را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth