شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرد ره خویش از نفسم باز ندانستننگش ز خرام آمد و پرواز ندانست
۲
زانسان غم ما خورد که رسوایی ما راخصم از اثر غمزهٔ غماز ندانست
۳
فریاد که تا این همه خون خوردنم از غمیک ره به دلش کرد گذر راز ندانست
۴
نازم نگه شرم که دل‌ها ز میان بردزانسان که خود آن چشم فسونساز ندانست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth