خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نقشم گرفته دوست نمودن چه احتیاج؟آیینه مرا به زدودن چه احتیاج؟
۲
با پیرهن ز ناز فرو می رود به دلبند قبای دوست گشودن چه احتیاج؟
۳
چون می توان به رهگذر دوست خاک شدبر خاک راه ناصیه سودن چه احتیاج؟
۴
بنگر که شعله از نفسم بال می زنددیگر ز من فسانه شنودن چه احتیاج؟
صفحهٔ ۱ از ۳