خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به عشق از دو جهان بی نیاز باید بودمجاز سوز حقیقت گداز باید بود
۲
به جیب حوصله نقد نشاط باید ریختبه جان شکوه تغافل طراز باید بود
۳
چو لب ز هرزه نوایان شوق نتوان شدچو دل ز پرده سرایان راز باید بود
۴
چو بزم عشرتیان تازه رو توان جوشیدچو شمع خلوتیان جان گداز باید بود
صفحهٔ ۱ از ۳