خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ذوق نواسنجی بازم به خروش آورغوغای شبیخونی بر بنگه هوش آور
۲
گر خود نجهد از سر از دیده فرو بارمدل خون کن و آن خون را در سینه به جوش آور
۳
هان همدم فرزانه دانی ره ویرانهشمعی که نخواهد شد از باد خموش آور
۴
شورابه این وادی تلخ ست اگر رادیاز شهر به سوی من سرچشمه نوش آور
صفحهٔ ۱ از ۳