خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارب ز جنون طرح غمی در نظرم ریزصد بادیه در قالب دیوار و درم ریز
۲
از مهر جهانتاب امید نظرم نیستاین تشت پر از آتش سوزان به سرم ریز
۳
دل را ز غم گریه بیرنگ به جوش آراجزای جگر حل کن و در چشم ترم ریز
۴
هر برق که نظاره گدازست نهادشبگداز و به پیمانه ذوق نظرم ریز
صفحهٔ ۱ از ۴