خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داغ تلخ گویانم لذت سم از من پرسمحو تندخویانم حیرت رم از من پرس
۲
موجی از شرابستم لختی از کبابستمشور من هم از من جوی سوز من هم از من پرس
۳
نیست با غنودنها برگ پر گشودنهااز عدم برون آمد سعی آدم از من پرس
۴
نفس چون زبون گردد دیو را به فرمان گیرمحرم سلیمانم نقش خاتم از من پرس
صفحهٔ ۱ از ۳