شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۲۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوشم آهنگ عشا بود که آمد در گوشناله از تار ردایی که مرا بود به دوش
۲
کای خس شعله آواز مؤذن زنهاراز پی گرمی هنگامه منه دل به خروش
۳
تکیه بر عالم و عابد نتوان کرد که هستآن یکی بیهده گو، این دگری بیهده کوش
۴
نیست جز حرف در آن فرقه اندرزسراینیست جز رنگ درین طایفه ازرق پوش
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth