خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گم گشته به کوی تو نه دل بلکه خبر همدر لرزه ز خوی تو نه دم بلکه اثر هم
۲
یارب چه بلایی که دم عرض تمنااجزای نفس می خزد از بیم تو در هم
۳
در آینه با خویش طرف گشته ای امروزهان تیغ نگهدار و بینداز سپر هم
۴
دیدیم که می مستی اسرار نداردرفتیم و به پیمانه فشردیم جگر هم
صفحهٔ ۱ از ۳