شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۲۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش بود فارغ ز بند کفر و ایمان زیستنحیف کافر مردن و آوخ مسلمان زیستن
۲
شیوه رندان بی پروا خرام از من مپرساینقدر دانم که دشوارست آسان زیستن
۳
برد گوی خرمی از هر دو عالم هر که یافتدر بیابان مردن و در قصر و ایوان زیستن
۴
راحت جاوید ترک اختلاط مردم ستچون خضر باید ز چشم خلق پنهان زیستن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth