شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۲۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خجل ز راستی خویش می توان کردنستم به جان کج اندیش می توان کردن
۲
چو مزد سعی دهم مژده سکون خواهدز بوسه پا به درت ریش می توان کردن
۳
دگر به پیش وی ای گل چه هدیه خواهی برد؟مگر به کدیه کفی پیش می توان کردن
۴
تو جمع باش که ما را درین پریشانیشکایتی است که با خویش می توان کردن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth