خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۳۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای به صدمه ای آهی بر دلت ز ما باریاینقدر گران نبود ناله ای ز بیماری
۲
وه که با چنین طاقت راه بر دم تیغ ستپای برنمی تابد رنج کاوش خاری
۳
در جنون به من ماناست گر ز عجز خون گرددناله ای که برخیزد از دل گرفتاری
۴
غم چه درربود از ما اینک آنچه بود از ماسینه ای و اندوهی خاطری و آزاری
صفحهٔ ۱ از ۳