شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۳۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده ور آن که تا نهد دل به شمار دلبریدر دل سنگ بنگرد رقص بتان آزری
۲
فیض نتیجه ورع از می و نغمه یافتیمزهره ما برین افق داده فروغ مشتری
۳
تا نبود به لطف و قهر هیچ بهانه در میانشکر گرفت نارسا شکوه شمرد سرسری
۴
ای تو که هیچ ذره را جز به ره تو روی نیستدر طلبت توان گرفت بادیه را به رهبری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth