خلوتی با عیوقی
بخش ۱۴ - چو شد یار با بارهٔ گام زن
ورقه و گلشاه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو شد یار با بارهٔ گام زنبراند اسب گرم آن دلارام زن
۲
همی راند تا سوی لشکر رسیدز گرد دو لشکر هوا تیره دید
۳
دو عاشق بر آن سان چو دو کوه رویگرازان و روی آوریده بروی
۴
دل هر دو از مهر پرداختههمین و همان جنگ را ساخته
صفحهٔ ۱ از ۲۴