شعر را زندگی کن
خلوتی با عیوقی

بخش ۱۸ - صفت غلام ورقه و دستوری خواستن از وی به چاره ساختن

ورقه و گلشاه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر ورقه آمد هم از بامدادبگفت ای همه دانش و دین وداد
۲
برین گونه من دید نتوانمتبکوشم مگر شاد گردانمت
۳
شوم دل به پرخاش [و] جنگ آورممگر سوزیانی به چنگ آورم
۴
اگر نام خویش از جهان کم کنمویا من ترا شاد و خرم کنم
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth