خلوتی با عیوقی
بخش ۲۳ - بیرون رفتن ورقه از شهر یمن به جنگ کردن
ورقه و گلشاه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگرد وی اندر سواری هزارخروشان به کردار موج بحار
۲
همه تیغها از نیام آختهز حِمْیَت همه جنگ را ساخته
۳
ز دولت همه کامها یافتهز محنت همه روی برتافته
۴
بدین سان سوی کینه دادند رویبه تن کان آهن به دل سنگ و روی
صفحهٔ ۱ از ۳۷