خلوتی با سرایندهٔ فرامرزنامه
بخش ۱۸ - زنهار خواستن سه پلوان از بانو گشسب
فرامرزنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ابا او سه گرد سرافراز بودکه بودند با جوشن و ترک و خود
۲
چو آن شیر غران بدیدند تندبشد دستشان سست شمشیر کند
۳
زشمشیر او هر سه لرزان چو بیدبریدند از جان شیرین امید
۴
به زنهار گفتند ما بنده ایمسرخوش در پایت افکنده ایم
صفحهٔ ۱ از ۷