خلوتی با سرایندهٔ فرامرزنامه
بخش ۳۱ - عقد بستن بانو گشسب به جهت گیو (و) بردن بانو به خانه (و) ناقبول کردن بانو گشسب، گیو را واحوال آن
فرامرزنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ببستند مه را به مریخ عقدبه مفلس بدادند آن گنج نقد
۲
چو بودش به زور و هنر دستبردزمیدان جهان گوی خوبی ببرد
۳
ببردند مه را به خلوت سرایچو شد بسته کابین آن دلگشای
۴
چو در خلوت خاص شد گیو گردبیامد بر ماه با دستبرد
صفحهٔ ۱ از ۴