خلوتی با سرایندهٔ فرامرزنامه
بخش ۷۵ - سؤال کردن برهمن
فرامرزنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دگر گفت کی پهلو دلپذیربه سالی جوان و به اندیشه پیر
۲
سواری شنیدم که چون برنشستشد از دست و افتاد بر سر نشست
۳
سخن گوید او هیچ تو نشنویبگوید همین تازی و پهلوی
۴
به میدان چو خورشید چون دم زندهمه گوهر افشاند از لب زند
صفحهٔ ۱ از ۲