خلوتی با سرایندهٔ فرامرزنامه
بخش ۹۵ - گرفتن فرامرز،تجانو را به خم کمند
فرامرزنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آن پس بر دیو شد نامدارچنین گفت با هم نبرد آن سوار
۲
که ای دیو خیره سر و تیره جانببینی کنون خنجر جان فشان
۳
درآویخت با پهلوان شیر نربرآمد خروشیدن هر دوبر
۴
همی خواست آن گرد یزدان پرستکه آن دیو دژخیم را بسته دست
صفحهٔ ۱ از ۲۰