خلوتی با ایرانشان
بخش ۸۸ - پیام طیهور به آتبین
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو آگه شد از نامهٔ آتبینتو گفتی ببستهست پایش زمین
۲
دو دیده به لؤلؤ بیاگند پُرکنارش شد از دیدگان پر ز دُر
۳
همی گفت لبها پر از باد سرکه با نیکمردان زمانه چه کرد!
۴
دریغا که آن پاکدینان پیشگذشتند و پیدا شد این زشت کیش!
صفحهٔ ۱ از ۶