خلوتی با ایرانشان
بخش ۱۸۱ - برگشتن طیهور به بسیلا
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وزآن روی طیهور با آن سپاهبر آنسان برابر نشسته سه ماه
۲
همه شهرها سخت کرد استواربه کنده در افگندشان رودبار
۳
شد انبار خانه بسیلا چنانکه در شهر شد تنگ، جای زنان
۴
کسی را که بیکار و درویش بودوگر خوردش از کوشش خویش بود
صفحهٔ ۱ از ۳