خلوتی با ایرانشان
بخش ۱۸۸ - در عبرت گرفتن از کارِ جهان و گریز به مدح ممدوح
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین است کار جهان کرد کردگهی تندرستی بود گاه درد
۲
گهی شادمانی و گاهی غمانمیان غم و شادیش یک زمان
۳
غم و شادمانیش چون درگذشتچو بادی بود کاو سبک برگذشت
۴
چو در کارها ژرف بربنگریدراز است با تو مرا داوری
صفحهٔ ۱ از ۱۱