خلوتی با ایرانشان
بخش ۱۹۶ - فرستادهٔ کارم در پیشگاه فریدون
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرستاده برداشت آن خواستهیکی کاروانی شد آراسته
۲
همی رفت تا شهر آمل رسیدفرود آمد و خیمهها برکشید
۳
فرستادهٔ شاه شد پیش شاهسخن راند از «کارم» نیکخواه
۴
که چون من رسیدم شتابان ز کوهشده بود طیهور دور از گروه
صفحهٔ ۱ از ۶