خلوتی با ایرانشان
بخش ۲۱۰ - نامهٔ کوش به شاه مکران و سپاه خواستن
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب آمد طلایه برون کرد کوشنبیسندهای خواست بسیار هوش
۲
سوی شاه مکران یکی نامه کردسخن را روان از سر خامه کرد
۳
که تو راه خوبی همه نسپریهمانا نداری سر کهتری
۴
دوباره ببستند گردان میانبه رزم و به پیگار ایرانیان
صفحهٔ ۱ از ۶