خلوتی با ایرانشان
بخش ۲۱۳ - داستان کوش با ایرانیان
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرستاد پیغام نزد قبادکه گردنده گردون تو را داد داد
۲
برآسود باید مرا روز چندکه خسته سپاه است و اسبان نژند
۳
چو از خستگی نیک گردد سپاهنتابم، بیایم سوی رزمگاه
۴
ز پیغام او خیره تر شد قبادچنین گفت کآن بدرگ بدنژاد
صفحهٔ ۱ از ۹