خلوتی با ایرانشان
بخش ۲۴۹ - گردیدن قارن به گرد چین و سپردن چین به نستوه
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برآمد یکی گِرد چین با سپاهدرآورد گردنکشان را به راه
۲
کسی کاندر آن مرز او مرد بوددل مردمان زو پر از درد بود
۳
به ایران فرستادش از مرز چینزن و بچّه و چیز او همچنین
۴
نیازرد مرد کم آزار راهمان شهری و مرد بازار را
صفحهٔ ۱ از ۲