خلوتی با ایرانشان
بخش ۲۸۶ - رای زدن فریدون با قارن
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بفرمود تا قارن آمد برشسر پهلوان همه لشکرش
۲
بدو گفت گفتم تو را من ز پیشکه از ره بتابد چنان زشتکیش
۳
چو آمدش گنج و بزرگی به دستشد از گوهر خویش یکباره مست
۴
بدو گفت قارن که شاه جهانندیدهست از او آشکار و نهان
صفحهٔ ۱ از ۳