شعر را زندگی کن
خلوتی با ایرانشان

بخش ۳۲۹ - سوگند خوردن تور و سلم و کوش، و مبادلهٔ اسیران

کوش‌نامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فرستادهٔ تور شد پیش تختبدو گفت کای شاه فرخنده بخت
۲
به فرّ تو این کارها شد تمامز کوش دلاور برآمدت کام
۳
فرستاد با من یکی استواربدان تا بجوید دل شهریار
۴
به سوگند و پیمان بگوید درستکه دانا به سوگند کژّی نجست
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth