خلوتی با ایرانشان
بخش ۳۳۴ - یاوری خواستن تور و سلم از کوش
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به تور آگهی آمد و سلم از اویکه دارد ز کینه برآن هر دو روی
۲
دل از بزمشان دور شد، سر ز خواببه رفتن گرفتند هر دو شتاب
۳
به دریا که نامش دمندان نهمرساند از آن دلفروزی به غم
۴
ز هرگونه گفتند و برخاستندز کوش آن زمان یاوری خواستند
صفحهٔ ۱ از ۳