خلوتی با ایرانشان
بخش ۳۳۶ - آمدن کوش و سپاهش
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدانگه که از خواب خیزد خروسخروش درای آمد و بانگ کوس
۲
سپاه آمد و پیلدندان به همرمید از دل سلم یکباره غم
۳
ز شادی لبانش پُر از خنده شدتو گفتی که تور جوان زنده شد
۴
به نیرو شد از کوش و دل کرد خَوشهمی رفت تا پیش آن شیرفش
صفحهٔ ۱ از ۴